تبلیغات
سنگری ها

سنگری ها
در سنگری ها به دنبال بهترین ها باشید 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
کدام بخش از مطالب وبلاگ نظر شما را بیشتر جلب کرده است؟








به نقل از دیده بان: پس از انقلاب شكوهمند اسلامی تا كنون شاهد روی كار آمدن ده دولت برخاسته از رأی مردم و یك دولت موقت با نظر امام راحل بوده ایم؛ رؤسای دولت در ازمنه مختلف رویكردهای متفاوتی در زمینه سیاست خارجی و مخصوصاً رابطه با آمریكا را در پیش گرفته‌اند. تنها در دوره دولت موقت بود كه ما به‌طور رسمی با آمریكا رابطه داشتیم...


پس از آن دولت شهید رجایی و شهید باهنر نیز فرصت زیادی برای تدوین و اجرای سیاست خارجی هدفمند در عرصه بین‌الملل نداشته‌اند؛ دولت مهندس موسوی نیز به شدت درگیر بحران‌های ناشی از جنگ بود؛ با این حال اتفاقاتی در برخی از دولت ها برای رابطه با آمریكا رخ داد كه بررسی آنها می‌تواند حاوی نكات جالب و قابل تأملی باشد. یادداشت حاضر به بررسی روند برخورد دولت‌های مختلف در كشور با دولت ایالات متحده آمریكا می‌پردازد:


1. دولت موقت مهندس بازرگان

مهدی بازرگان با نظر امام در 15 بهمن 1357 مسئولیت تشكیل دولت موقت را با حكم امام دریافت كرد؛ وی تنها رئیس دولتی بود كه در زمان او ایران به طور رسمی با آمریكا رابطه داشت و دو دولت در خاك یكدیگر صاحب سفارتخانه بودند. البته این امر مدت زیادی به طول نینجامید. به طور كلی باید گفت كه مهدی بازرگان و حزب متبوع او یعنی نهضت آزادی، در عرصه سیاست خارجی قائل به تخاصم و برخورد جدی با آمریكا نبودند؛ با اینكه آتش انقلابی امام و مردم ایران بیش از هر كشوری در دنیا علیه آمریكا شعله می‌كشید اما این دولت خود را تابع نظر امام و امت نمی‌دید به برقراری رابطه دیپلماتیك جدی با آمریكا فكر می‌كرد. این تلاشها از سوی دولت مهندس بازرگان و تیم سیاست خارجی او در حالی صورت می‌گرفت كه یكی از اصلی ترین شعارهای مردم در این ایام و روزها علیه آمریكایی بود كه تا چندی پیش به شدت از شاه دست‌نشانده خود حمایت می‌كرد و وی را به سركوبی نهضت اسلامی مردم ایران تشویق می‌كرد. « هر ﭼﻨﺪ در ﻣﯿﺎن اﻋﻀﺎی دوﻟﺖ ﻣﻮﻗﺖ هم ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﯿﻨﯽ داﺷﺖ، اﻣﺎ در نهاﯾﺖ دوﻟﺖ ﻣﻮﻗﺖ ﺑﺎ ﺧﻮشﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎم ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮاری رواﺑﻂ ﺑﺎ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻤﺎﯾﻞ داﺷﺘﻨﺪ و از ﻣﺎه‌های ﭘﯿﺶ از اﻧﻘﻼب ﺑﺎ ﻣﻘﺎم های رﺳﻤﯽ دوﻟﺖ «ﮐﺎرﺗﺮ» ﺗﻤﺎسهای رﺳﻤﯽ ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽﻧﻤﻮدﻧﺪ. اﯾﻦ رواﺑﻂ ﺑﺎ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﺎ آنﺟﺎ ﭘﯿﺶ رﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺧﺮوج ﻣﺴﺘﺸﺎران اﯾﺎﻻﻟﺖ ﻣﺘﺤﺪه از اﯾﺮان، دوﻟﺖ ﺑﺎزرﮔﺎن ﺑﻪطﻮر ﺧﺼﻮﺻﯽ از ﺑﻌﻀﯽ آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯿﺎن ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﻮد در اﯾﺮان ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ. از ﺳﻮی دﯾﮕﺮﮐﺎرﺗﺮ ﻧﯿﺰ ﮐﻪ همواره ﺣﺎﻣﯽ ﺷﺎه و ﺑﺨﺘﯿﺎر ﺑﻮد، اﻋﻼم ﻧﻤﻮد ﮐﻪ آﻣﺎده‌ی همكاری ﺑﺎ دوﻟﺖ ﺑﺎزرﮔﺎن اﺳﺖ و اظهار اﻣﯿﺪواری ﻧﻤﻮد ﮐﻪ رواﺑﻂ دوﺳﺘﺎﻧﻪی آﻣﺮﯾﮑﺎ و اﯾﺮان اداﻣﻪ ﯾﺎﺑﺪ.» (1)


  مخالفت امام وامت با مذاکره آمریکا

تلاش‌های آشكار و پنهان مهندس بازرگان برای گسترش و تعمیق روابط با آمریكا چندان سنخیتی با تفكر ملت ایران و امام آنان نداشت؛ این اقدامات بازرگان تا روزهای پایانی عمر دولت وی نیز ادامه یافت. یكی از مهم‌ترین و جنجالی ‌ترین رفتارهای این دولت ملاقات مهدی بازرگان با برژیسنكی مشاور امنیت ملی رییس جمهور آمریكا بود كه در الجزایر صورت گرفت؛ امری كه با اعتراض بسیاری از مردم و جنا‌حهای سیاسی روبرو گردید. مدت كوتاهی پس از این ملاقات بود كه عمر دولت بازرگان با یك اقدام انقلابی به پایان رسید؛ در روزهایی كه تلاش بازرگان برای تعمیق روابط آشكار با آمریكا به اوج خود رسیده بود، حركت انقلابی مردم نیز به اوج خود رسید و اقدام منفعلانه بازرگان با پاسخ شدید ملت به دولت آمریكا رو به رو شد. سفارت‌خانه آمریكا در تهران به اشغال دانشجویان پیرو خط امام در آمد كه با حمایت شدید امام و امت مواجه گردید؛ بازرگان نیز تصمیم به استعفا گرفت كه این بار، حضرت امام بر خلاف دفعات قبل با استعفای وی موافقت كردند و به گونه دیگر بازهم عملكرد دانشجویان را در برابر اقدامات آمریكا تایید كردند.


2. دولت مهندس موسوی

در ایامی كه مهندس موسوی مسئولیت دولت در كشور را برعهده داشت، مشاور ارشد وی یعنی محسن كنگرلو در یكی از پیچیده‌ترین و مبهم‌ترین رخ‌دادهای كشورمان به مذاكره با آمریكایی‌ها می پرداخت. از آن رو که كنگرلو مشاور امنیتی میرحسین موسوی بوده حضور وی در این مذاكرات نیز نمی‌توانسته بدون در نظر گرفتن جایگاه وی در دولت باشد. امید بستن به اطرافیان موسوی را مایكل لدین مشاور مك فارلین نیز عنوان كرده است. وی درباره طرف مذاكره در ماجرای مك فارلین می‌گوید:

«كسانی كه ما با آنها وارد گفت وگو شدیم. افرادی از دفتر نخست وزیری بودند، از دفتر میرحسین موسوی و اطرافیانش. من فكر می كردم اگر قرار است با كسی در ایران گفت وگو شود اینها كسانی هستند كه باید طرف صحبت باشند.»(2)


با این شرایط، پذیرفتن این امر كه موسوی به كل از ماجرا بی‌خبر بوده است، محل تردید فراوان است هر چند كه برخی چنین ادعا می‌كنند. به هر تقدیر درگیری جدی در جنگ این فرصت را از مسئولین دولت گرفته بود تا در مورد این امور به تلاش بپردازند. هرچند كه می‌توان این عدم را بطه با آمریكا را جزء‌ اصول كلی مهندس موسوی در نظر گرفت، اما اتفاقاتی كه در سالهای بعد، مخصوصا در روزهای پر التهاب انتخابات 88 و حوادث پس از آن رخ داد این فرضیه را رد كرده و مشخص می‌سازد عدم رابطه در آن ایام، جزو اعتقادات واقعی موسوی نبوده است.


3. دولت هاشمی رفسنجانی و تلاش برای تابو شكنی

آغاز به كار دولت هاشمی رفسنجانی به سال‌های آغاز بازسازی خرابی‌های حاصل از جنگ بر می‌گردد؛ پایان جنگ فرصتی ویژه را می‌توانست برای برقراری رابطه با آمریكا فراهم سازد. هاشمی رفسنجانی نیز پیش از این نشان داده بود كه تمایل شدیدی به برقراری رابطه با آمریكا دارد. شخصیت و رفتار هاشمی نشان می‌دهد كه وی هیچگاه مخالف رابطه با آمریكا نبوده و حتی از همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب برای برقراری مجدد رابطه تلاش می‌كرده است.

یكی از بارزترین اقدامات هاشمی در این زمینه ماجرای مك فارلین است؛ این ماجرا در حالی توسط هاشمی رهبری می‌شد كه وی تنها رئیس مجلس كشور بوده نه مسئول سیاست خارجی كشور. این ماجرا از دو كانال پیگیری می‌شد:‌ یكی كنگرلو مشاور میرحسین موسوی كه با هاشمی بسیار مرتبط بود؛ دیگری علی هاشمی برادرزاده هاشمی رفسنجانی. نكته قطعی این جریان مبهم رهبری و نقش محوری هاشمی در این رخ‌داد است. نظرات متفاوتی نیز از اهداف مذاكره‌كنندگان وجود دارد كه تلاش برای ایجاد رابطه با آمریكا یكی از آنهاست كه محل تأمل فراوان است.

البته تلاش‌ های هاشمی برای برقراری رابطه به اینجا ختم نشد؛ وی در سال‌های پایانی حیات امام خمینی (ره)، به ایشان نیز نامه ای نوشت و در آن خواستار تجدید نظر در روابط با آمریكا شد. وی درباره این نامه می‌گوید:

« من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیاتتان، اینها را حل کنید، در غیر این صورت ممکن است اینها به صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود... یکی از این مسایل رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.» (3)


البته این تمام تلاش‌ هاشمی برای برقراری رابطه با آمریكا نبود. در روزهایی كه وی مسئولیت دولت را در كشور بر عهده گرفت، عطاءالله مهاجرانی، معاون پارلمانی وی در یادداشتی از لزوم رابطه مستقیم سخن گفت كه با وكنش رهبر انقلاب نیز رو به رو شد. هاشمی رفنسجانی نیز تلاش كرد تا تابوی مذاكره با آمریكا را بشكند. مصاحبه با كریستین امانپور از شبكه سی ان ان نمونه‌ای از این اقدامات علنی است. البته هاشمی تلاش‌های فراوان دیگری نیز در این زمینه داشته كه گویا به اعتراف خود وی موفقیت آمیز نبوده است. وی درباره برخی ناموفقیت‌ها در دوره هشت ساله ریاستش بر دولت می‌گوید:

«می‌خواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که نتوانستم. نتوانستم غیر از این است که نخواستم. »(4)

اینكه هاشمی می‌خواسته و نتوانسته حاوی نكات بسیاری است كه از تفسیر آن عبور می‌كنیم. هاشمی رفسنجانی در سال‌های دور از قدرت نیز همواره خود را مدافع مذاكره با آمریكا عنوان كرده است. البته كتب خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز حاوی نكاتی در این باب است كه بررسی آن را به زمان دیگری موكول می‌كنیم.


4. دولت سیدمحمد خاتمی و نامه‌نگاری

روی كار آمدن دولت خاتمی این امید را به بسیاری از طرفداران مذاكره با آمریكا داد كه بالأخره در زمان ریاست وی رابطه مستقیم با آمریكا برقرار خواهد شد. اما گذشت زمان نشان داد كه آنان نیز در برقراری رابطه موفق نبودند؛ البته با این تعبیر كه آنان نیز « خواستند ولی نتوانستند». خاتمی در آغازین روزهای ریاست خود بر دولت سخن از فروریختن دیوار بلند بی اعتمادی میان آمریكا و ایران كرد اما نتیجه ای نداشت. البته بیشتر تلاش های تیم همفكر خاتمی در مجلس ششم نیز در این باره انجام می‌شد؛ اما علیرغم پالس‌های فراوان بازهم نتیجه ای حاصل نشد.

گذشت زمان نشان داد هر چه فشارها علیه ایران افزایش می‌یافت، تلاش دولتمردان نیز برای نشتسن سر میز مذاكره با آمریكا بیشتر می‌شود. نگاهی به نامه 127 نماینده مجلس ششم به رهبری و سخنان مأیوسانه آنان و هراس آنان از نگاه چپ آمریكایی ها، به خوبی این امر را نمایان می‌سازد. پیشنهاد مذاكره مستقیم با آمریكا از سوی خاتمی نیز مطرح شد اما با استقبال رو به رو نشد و شاید هم «‌بدون پشتوانه» فهمیده شد.

البته یكی از شرم آورترین اقدامات این دولت، ارسال نامه ای غیر رسمی در سال 2003 به دولت بوش بود. این نامه كه از سوی مسئولین سیاست خارجی دولت نگاشته شده بود، حاوی نكاتی بود كه حكایت از ترس فراوان از آمریكایی ها داشت. به گزارش شورای روابط خارجی آمریكا « مدت کوتاهی پس از حمله آمریکا به عراق، ایران پیشنهاد مذاکره با واشنگتن را مطرح کرد. بنا به گفته برخی کارشناسان این درخواست ایران به سفارت سوئیس در این کشور تحویل داده شده بود و در آن اعلام شده بود ایران حاضر است در مورد موضوعاتی همچون حمایت از تروریست و به رسمیت شناختن اسرائیل با آمریکا مذاکره کند. البته کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته با حضور در کنگره اعلام کرد از چنین درخواستی اطلاعی ندارد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که منتقدین بوش گفتند سال 2003 زمان بهتری برای مذاکره با ایران بود.» (5)

با این وجود تلاش‌های سیدمحمد خاتمی و تیم همفكر وی نیز برای برقراری رابطه چندان موفقیت آمیز نبود هرچند كه گهگاه خبرهایی از دیدارهایی غیر رسمی به گوش می رسید اما به سطح علنی كشیده نشد؛ در نتیجه خاتمی نیز در گذشتن از دیوار بلند بی اعتمادی که ناشی از خاطره بد ملت ایران از عملکرد آمریکاست ناكام ماند.


5. دولت محمود احمدی نژاد و پیشنهاد مذاكره مستقیم

شاید در روزهای پرشور انتخابات 1384 و مطرح شدن نام احمدی نژاد و مواضع انقلابی وی، هیچ كس گمان نمی‌برد كه بیشترین و صریحترین تلاش‌ها برای برقراری رابطه با آمریكا قرار است در دولت وی و توسط خود احمدی نژاد انجام شد. گذشت زمان حاكی از این امر بود. احمدی نژاد از نخستین سالهای ورودش به پاستور راههایی متفاوتی را برای گشودن باب مذاكرات با آمریكا امتحان كرد. نامه نگاری به رؤسای جمهور آمریكا نمونه ای از این اقدامات بود كه تا پیش از آن سابقه نداشت؛ پیش از وی هیچ كدام از دولتمردان ما جرأت و جسارت نگارش چنین نامه‌ای را نداشتند اما رسم احمدی نژاد متفاوت بود. وی حتی گام‌های رو به جلوی بیشتر بر داشت؛ مصاحبه با رسانه‌های مختلف آمریكایی از معمول‌ترین شیوه‌های وی بود. او همچنین بر خلاف رؤسای جمهوری قبلی كشورمان، هر ساله در نشست مجمع عمومی سازمان ملل حضور می‌یافت و برنامه‌های متنوعی را نیز برای سفر خود تدوین می‌كرد؛ احمدی نژاد هر چه به سال‌های پایانی دولت خود نزدیك‌تر شد، عطش خویش برای برقراری رابطه با آمریكا را بیشتر نشان داد اما هر بار به در بسته خورد. وی بی توجه به مواضع ملت و رهبری انقلاب، در آخرین حضور خود به عنوان رییس جمهور در سازمان ملل، سخن صریح از مذاكره مستقیم با آمریكا راند و از متضرر شدن دو طرف از قطع روابط گفت؛ با این وجود همچنان پیشنهادات این رییس جمهور نیز بدون پشتوانه تلقی گردید.


به عنوان نمونه احمدی نژاد در سفر آخر خود به نیویورك گفت « بنده جزء کسانی هستم که معتقدم امکان تداوم این شرایط بین ایران و آمریکا وجود ندارد و باید این وضعیت بهبود یابد... دو کشور بزرگ، موثر و قدرتمند، 33 سال است که رودرروی یکدیگر قرار گرفته اند و اگر در این مدت هم افزا با یکدیگر عمل کرده بودند امروز شرایط بین المللی شکل دیگری داشت.»

البته در ایام هشت ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد تلاشهای غیر رسمی فراوانی نیز برای مذاكره با آمریكایی‌ها از سوی تیم احمدی نژاد صورت گرفت اما با استقبال كاخ سفید روبه‌رو نشد. با این وجود شاید تلاش‌های احمدی نژاد همچنان ادامه یابد.


جمع‌بندی

به هرحال قطع‌كننده رابطه ایران و آمریكا، آمریكا بوده است؛ ایران نیز چون خیری در این رابطه نمی‌دیده از این قطعی روابط استقبال كرده است. رهبران ایران هماره تأكید كرده اند تا آمریكا روش و منش خود را تغییر ندهد حاضر به مذاكره نیستند؛ روش آمریكا در برخورد با ایران در این 33 سال نشان داده است كه هرچه زمان بیشتر می‌گذرد دشمنی كاخ سفید با جمهوری اسلامی بیشتر شده است؛ به گونه‌ای كه نه تنها تحریم ها و تهدید ها كاهش نیافته بلكه مدام نیز افزایش یافته است؛ این امر نشان از عدم تغییر در روش و منش دولت آمریكاست؛ اما اینكه دولتمردان ما با وجود این امر سخن از مذاكره می‌گویند می‌تواند ناشی از رعب؛ تحلیل نادرست باشد و هم اینكه و یا ناشی از خستگی آنان از مقاومت در برابر زورگویان كاخ شیطان باشد.

بررسی عملكرد روسای دولت حاكی از این مطلب است كه هر چه شدت تحریم‌ها بیشتر شده است، تلاش برای مذاكره مستقیم و علنی نیز بیشتر شده است؛ حال با وجود این مطلب كه تصمیمات و عملكرد كاخ سفید خصمانه تر شده است، كوتاه آمدن دولتمردان ما در برابر آنان و تلاش برای برقراری رابطه چه معنی‌ای میتواند داشته باشد؛ شاید خستگی دولتمردان دلیلی برای بهانه جویی آنان شده است؛ امری كه هیچ‌گاه رهبران جمهوری اسلامی جز بر مبنای اصول مسلم دینی و منفعت ملی با آن برخورد نكردند.


منابع

1. http://borhan.ir/NSite/FullStory/Print/?Id=2146

2. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=63742

3. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910115000406

4. همان

5. http://www.aftabnews.ir/vdcgw39n.ak97n4prra.html


برچسب ها: مذاکرات،
[ دوشنبه 29 آبان 1391 ] [ 01:50 ق.ظ ] [ فاطمه زارعی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


در دلم یکسره من شوق شهادت دارم
درسرم ول وله ایست،حس سعادت دارم
دلم از ماندن اینجا زار است
در دلم یکسره من عشق شهادت دارم
رهبرم خامنه ای ( مدظله ) دل تنگ است
و من امشب هوس شهد شهادت دارم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تحلیل آمار سایت و وبلاگ