تبلیغات
سنگری ها

سنگری ها
در سنگری ها به دنبال بهترین ها باشید 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
کدام بخش از مطالب وبلاگ نظر شما را بیشتر جلب کرده است؟








علی اکبرسبزیان در یادداشتی که در برای بولتن نیوز فرستاده به بازخوانی دیدگاه‌های مقام معظم رهبری به دانشگاه و دانشجویان پرداخته است که در ادامه خواهد آمد...


برداشت اول-

جنبش های دانشجویی میراث به جا مانده از دهه 30و40دانشگاه در ایران هستند، زمانی که فضای استبداد و استکبار حاکم بر کشور خود را در دانشگاه ها بیش از هرزمان دیگری نشان داد.جایی که دانشجویان در فضای موجود دست به حرکت های انقلاب گونه در جهت تحقق اهداف خود زدند. فضای بسته و غیر قابل نقد آن زمان آنقدر غیر قابل نفوذ بود که تصور فعالیتهای دانشجویی از ذهن جوانان دور بود،اما حادثه 16 آذر راهی را برای فعالیت پایه گذاری کرد که در دوره های بعد تبدیل به یکی از سنگرهای مهم مردم در جهت مطالبه گری مردم از نظام شد.

برداشت دوم-

آنچه امروز پس از گذشت بیش از 4دهه از جنبش دانشجویی ضروری به نظر می رسد،ایجاد بستر های مناسب برای فعالیت های سازنده و پویا ی دانشجویی است که باید در چارچوب آرمان های انقلاب و اندیشه های تابناک امام راحل و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) شکل بگیرد.

برداشت سوم-

مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان در سال 1377فرمودند:

در سخنرانی های ما ،حرف های خوبی در گوشه و کنار هست،منتهی غالبا دقت نمی شود و همینطور گم می شود.

بی شک بزرگترین خیانت در حق آرمان های رهبر معظم انقلاب ،همین نگاه سطحی و گذرا به سخنان کارآمد و راهگشا ی معظم له در بخش های مختلف است.از آنجا که در دانشجو . جنبش دانشجویی شور و هیجانی در ساختن آینده هست که حال اورا تحت تاثیر قرار می دهد تا از گذشته عبور کند و حال را سپری کند تا آینده ای روشن و درخشان بسازد،بی تردید به دنبال مسیر و راه مطمئن وراهنمای امین می گردد.

در سالگرد 16آذر 32 و شهادت 3شهید این جنبش فرصت را مغتنم شمرده و از لابه لای سخنان امیر قافله انقلاب ،حضرت آیه الله العظمی خامنه ای 16،توصیه کاربردی برای دانشجویان و جنبش دانشجویی استخراج نموده که امیدوارم با خواندن آن نکته هایی ناب استخراج نموده و با تفکر و تدبر در اندیشه ی والای مقام معظم رهبری مدل شایسته ای برای ساختان آینده تبیین نماییم.آینده درخشان و پرافتخار در انتظار ملتی است که فرزندان غیور آن بریا ساختن کشور خویش با تمام وجود تلاش نموده و فداکاری کنند.

واینک 16فرمان


1- شرح صدر سیاسی داشته باشید

......لزوم شرح صدر سیاسى در بین دانشجویان. این ربطى به مسئولین و مدیران دانشگاه‌ها ندارد؛ مربوط به خود تشكلهاى دانشجوئى است. من تأیید میكنم لزوم شرح صدر سیاسى را. هیچ منافاتى وجود ندارد بین پایبندى دقیق و عمیق به اصول و رعایت جهتگیرى دقیق، در عین حال داشتن شرح صدر و برخورد غیر پرخاشگرانه‌ى با كسانى كه با فكر انسان همراه نیستند؛ بالخصوص در زمینه‌هاى سیاسى.

2-با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشید

وقتى كسى جزو اردوهاى جهادى است، به مناطق محروم سركشى میكند، واقعیتها را به چشم مى‌بیند، طبعاً تفكر پیگیرى اقتصاد عدالت‌محور در او اینجور زنده میشود؛ این براى همه‌ى ما درس است. باید با قشرهاى مختلف جامعه مرتبط شد تا مسائل آنها را لمس كرد؛ این در تصمیم‌گیرى ما، در نگاه ما به مسائل گوناگون كشور اثر میگذارد.

3- مراقب نگاه‌های سوسیالیستی و ماركسیستی باشید

آنچه كه در دنیا به عنوان نظام سرمایه‌دارى وجود دارد، حقیقت و جوهره‌اش سرمایه‌سالارى است. نفس داشتن سرمایه و به كار انداختن سرمایه براى پیشرفت كشور، چیز بدى نیست؛ چیز ممدوحى است؛ به هیچ وجه مذموم نیست. آنچه كه مذموم است، این است كه سرمایه و سرمایه‌دارى محور همه‌ى تصمیمهاى كلان یك كشور و یك جامعه باشد؛ همه چیز را به سمت خودش بكشد؛ همان بلائى كه بر سر بلوك سرمایه‌دارى و بلوك غرب آمد، كه امروز دارند نتائجش را درو میكنند. این حوادثى كه امروز در اروپاست، این فشارهاى سنگین اقتصادى كه دارد به مردم وارد مى‌آید، اینها ناشى از ذات نظام سرمایه‌سالارى است؛ همان سرمایه‌دارى زالوصفت است، همان سرمایه‌دارى مذموم است. اما اینكه نه، كسانى داراى سرمایه باشند، سرمایه را در خدمت رشد جامعه بگذارند - البته سرمایه‌دار سود هم خواهد برد؛ هم آن كار خوب است، هم آن سود حلال است - هیچ اشكالى ندارد. كار اگر چنانچه با ضابطه‌ى صحیح انجام بگیرد - كه نگاه عدالت‌محور اسلام معطوف به این معناست - هیچ اشكالى ندارد. بنابراین كلمه‌ى «سرمایه» و كلمه‌ى «سرمایه‌دار» به هیچ وجه چیز مذمومى نیست.
سعى كنیم نگاه سوسیالیستى و ماركسیستى بر تفكر اقتصادى ما غلبه پیدا نكند. آنها نگاهشان نگاه دیگرى است. در نظام سوسیالیستى، نفس سرمایه محكوم است؛ در نظام اسلامى به‌هیچ‌وجه اینجورى نیست؛ سرمایه محكوم نیست، سوء استفاده‌ى از سرمایه محكوم است. نمیشود هم كسى بگوید آقا سرمایه طبیعتش سوء استفاده است. نخیر، اینجورى نیست. میتوان با مقررات درست، با مدیریت صحیح، سرمایه را در جهت درستى هدایت كرد و راه برد. بنابراین آنچه كه ما در سیاستهاى اصل 44 مطرح كردیم، به‌هیچ‌وجه با اقتصاد عدالت‌محور منافاتى ندارد؛ بلكه به یك معنا مكمل و متمم آن است.

4- ایده اقتصاد مقاومتی را تبیین كنید
در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، «اقتصاد تهاجمى» را مطرح كردند؛ عیبى ندارد. بنده فكر اقتصاد تهاجمى را نكردم. اگر واقعاً یك تبیین دانشگاهى و آكادمیك نسبت به اقتصاد تهاجمى - به قول ایشان، مكمل اقتصاد مقاومتى - وجود دارد، چه اشكالى دارد؟ آن را هم مطرح كنیم. آنچه كه به نظر ما رسیده، اقتصاد مقاومتى بوده. البته اقتصاد مقاومتى فقط جنبه‌ى نفى نیست؛ اینجور نیست كه اقتصاد مقاومتى معنایش حصار كشیدن دور خود و فقط انجام یك كارهاى تدافعى باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتى یعنى آن اقتصادى كه به یك ملت امكان میدهد و اجازه میدهد كه حتّى در شرائط فشار هم رشد و شكوفائى خودشان را داشته باشند. این یك فكر است، یك مطالبه‌ى عمومى است. شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهى، همین ایده‌ى اقتصاد مقاومتى را تبیین كنید؛ حدودش را مشخص كنید؛ یعنى آن اقتصادى كه در شرائط فشار، در شرائط تحریم، در شرائط دشمنى‌ها و خصومتهاى شدید میتواند تضمین كننده‌ى رشد و شكوفائى یك كشور باشد
.

5- جریان دانشجویی موضع انتقادی خودش را حفظ كند

.... اصرار دارم بر این كه جریان دانشجوئى و جنبش دانشجوئى موضع انتقادى خودش را حتماً حفظ كند. به‌هیچ‌وجه توصیه‌ى ما این نیست كه شما انتقاد نكنید. خب، چه كار كنیم كه این انتقاد، تكمیل كننده‌ى پازل دشمن نباشد؟ روى این مسئله فكر كنید. نه اینكه بگوئیم تكمیل پازل دشمن كه یك امر منفى است، با لزوم انتقاد كه یك امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتید؛ من انتقاد كردم، در همه‌ى دنیا نقل هم شد؛ اما هیچ كس در دنیا ادعا نخواهد كرد كه فلانى علیه نظام اسلامى یا فرض كنید كه علیه تشكیلات مدیریت اجرائى یا تقنینى كشور دارد اقدام میكند. خب، شما هم همین جور انتقاد كنید. بنابراین انتقاد كردن میتواند به شكلى انجام بگیرد كه به‌هیچ‌وجه مقصود دشمن را برآورده نكند و به تعبیرى كه ما عرض كردیم، پازل دشمن را تكمیل نكند.
6- اعلام نظر كارشناسی متفاوت با رهبری، مخالفت با رهبری به حساب نیاید
گفته شد كه بعضى‌ها نظرات كارشناسى میدهند، با نظر رهبرى مخالف است، میگویند آقا این ضد ولایت است. من به شما عرض بكنم؛ هیچ نظر كارشناسى‌اى كه مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضح‌تر؟! نظر كارشناسى، نظر كارشناسى است. كار كارشناسى، كار علمى، كار دقیق به هر نتیجه‌اى كه برسد، آن نتیجه براى كسى كه آن كار علمى را قبول دارد، معتبر است؛ به هیچ وجه مخالفت با ولایت فقیه و نظام هم نیست. البته گاهى اوقات میشود كه این حقیر خودش در یك زمینه‌اى كارشناس است؛ بالاخره ما هم در یك بخشهائى یك مختصر كارشناسى‌اى داریم؛ این نظر كارشناسى ممكن است در مقابل یك نظر كارشناسى دیگر قرار بگیرد؛ خیلى خوب، دو تا نظر است دیگر؛ كسانى كه میخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند. در زمینه‌هاى فرهنگى، در زمینه‌هاى آموزشى - در بخشهاى مخصوصى - بالاخره ما یك مختصرى سررشته داریم، یك قدرى كار كردیم؛ این میشود نظر كارشناسى. به هر حال هیچگاه اعلام نظر كارشناسى و نظر علمى، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائى از رهبرى و ولایت و این حرفها به حساب نمى‌آید و نباید بیاید.

7- نیروی جوانی خود را كشف كنید
...ما در دیدارهاى دانشجوها معمولاً مطالباتى را مطرح میكنیم؛ آیا این پرتوقعى است؟ این یك سؤال است. اگر انسان مجموعه‌ى عرایضى را كه من در دیدارهاى دانشجوئى، چه در ماه رمضان‌ها، چه در دانشگاه‌هائى كه من در شهرستانها یا در تهران شركت كردم، جمع كند، یك فهرست طولانى از مطالبات این حقیر از مجموعه‌ى دانشجویان به وجود مى‌آید. ممكن است كسى بگوید آقا اینها پرتوقعى است. من عقیده ندارم پرتوقعى است. چرا؟ توجه به نیروى متراكم در دانشگاه، گمان پرتوقعى را نفى میكند. اگر چنانچه شما از یك جوان ورزشكارِ پرنشاطِ نیرومندى بخواهید یك بار سنگینى را از یك جائى بردارد، به یك جاى دیگرى بگذارد، این به‌هیچ‌وجه توقع زیادى نیست. بله، اگر چنانچه فرتوت باشد، پیر باشد، ضعیف باشد، لاغر باشد، نمیشود توقع داشت؛ اما وقتى تواناست، خب بكند. دانشگاه یك محیط تراكم نیرو است؛ این نیروها ناشى از دو عنصر اصلى است: یكى اصل جوانى است، كه من عقیده‌ام این است خیلى از جوانها خودشان قدر نیروى جوانى را نمیدانند؛ یعنى هنوز كشف نكردند توانائى بى‌حد و حصرى را كه در محیط جوان وجود دارد. جوانى یك سرچشمه‌ى فیاضِ تمام‌نشدنى از نیرو است. عنصر دوم، خود مسئله‌ى علم و دانش و دانشجوئى است. خود دانشجوئى به انسان توان میدهد. توجه به علم، توجه به دانش، خودش توان‌افزا و توان‌آفرین است. البته بر این دو عنصر اضافه كنیم فضائى را كه انقلاب به وجود آورد؛ و اگر بخواهیم با نگاه حداقلى نگاه كنیم، انقلاب این فضا را در محیطهاى جوان و محیطهاى دانشجوئى، حداقل تشدید و مضاعف كرد. یعنى حالت نشاط، سرزندگى، دورى از دلمردگى، اعتماد به نفس، در محیط دانشجوئى زیاد است. بنابراین ما هرچه از دانشجوها توقع داشته باشیم، كارهاى سخت را از آنها بخواهیم، متوجه آنها بكنیم، توقعات ارائه بدهیم، به نظر من پرتوقعى نیست. كارهاى زیادى میشود انجام داد. ما یك جریان سیّال و نیروى تمام‌نشدنى‌اى داریم كه اگر چنانچه این نیرو آزاد شود و هدایت شود، میتواند كشور را به طور كامل آباد كند.

8- آرمانگرایی را در دانشگاه زنده نگه دارید
خب، یكى از چیزهائى كه ما از دانشجوها توقع داشتیم و این به طور طبیعى در دانشگاه و در محیط جوان وجود دارد و بنده هم اصرار داشتم كه این حالت در دانشگاه زنده بماند، مسئله‌ى آرمان‌گرائى است..... مسئله‌ى واقع‌گرائى در جاى خودش محفوظ است، ....لیكن آرمان‌گرائى، هم در سیاست، هم در همه‌ى صحنه‌هاى دیگر - مثل آرمان‌گرائى در علم - باید مورد توجه باشد. آرمان‌گرائى در علم، یعنى در زمینه‌ى مسائل علمى باید دنبال قله بود؛ كه این، توجه شما را به درس خواندن و خوب درس خواندن باید نتیجه بدهد. من به شما عرض بكنم؛ امروز درس خواندن، علم‌آموزى، پژوهش و جدیت در كار اصلى دانشجوئى، یك جهاد است.

9- محیط دانشگاه باید پاكیزه و معنوی باشد
محیط دانشگاه به دلیل اینكه محیط جوان است، باید محیط پاكیزه‌اى باشد. بعضى خیال میكنند دانشگاه یعنى محیطى كه در آن، تقید به دین و پایبندى به دین و اخلاق و اینها خیلى لزومى ندارد و مطلوب نیست. این ناشى از بناى غلطى است كه در دوران طاغوت، در آغاز پیدایش دانشگاه، پایه‌ریزى شد. آن روز كسانى دانشگاه را به وجود آوردند كه به اصل دین و معنویت و اخلاق اعتقاد نداشتند؛ شیفته‌ى غرب و فریفته‌ى اخلاقیات غرب بودند. البته آن شیفتگى و فریفتگى، شكل عمومى‌اش بود؛ یك عده‌اى‌شان هم مزدور و مأمور غرب بودند. بنا بود اینها در داخل كشور طراحى و برنامه‌ریزى كنند كه تسلطى را كه به شكلى در دوران قاجار داشتند، در دوران پهلوى همان تسلط را و بیشترش را به شكل دیگر و آرامترى داشته باشند؛ تربیت یك نسل روشنفكر و درس‌خوانده و تحصیلكرده‌اى كه غربى بیندیشد؛ ایرانى است، اما فرانسوى و انگلیسى و آمریكائى فكر میكند؛ آرزوهایش آرزوهاى یك فرد آمریكائى است؛ اقدام و عملش هم اقدام و عمل یك فرد آمریكائى یا انگلیسى است؛ اگرچه ملیتش ایرانى است و ساكن ایران هم هست. آنها تربیت یك چنین نسلى را دنبال میكردند.

10- پرخاشگری ممنوع

آرمان‌گرائى را با پرخاشگرى اشتباه نكنیم؛ تصور نكنیم كه هر كس آرمان‌گراتر است، پرخاشگرتر و دعواكن‌تر است؛ نه. میتوان بشدت پابند به آرمانها و پابند به اصول و به ارزشها بود، درعین‌حال پرخاشگر هم نبود. در آیه‌ى شریفه میفرماید: «اشدّاء على الكفّار».(سوره فتح /29) «اشداء» جمع «شدید» است. شدید یعنى سخت، سخت یعنى نفوذناپذیر. هر جسمى كه سخت‌تر باشد، وقتى با جسم دیگرى اصطكاك پیدا كرد، در آن جسم دیگر اثر میگذارد، اما از آن جسم اثر نمیپذیرد. همه‌مان اینجورى باشیم؛ اشداء باشیم. اما شدید بودن، اثرگذار بودن، لزوماً به معناى دعواگر بودن و پرخاشگر بودن نیست. گاهى اوقات انسان احساساتش غلبه میكند و میخواهد یك كارى را انجام بدهد. این دوره‌ى احساسات شما، دوره‌ى جوانى است؛ ما هم پنجاه شصت سال قبل از این، همین دوره‌ها را گذراندیم. یك مدتى جوان بودیم، جوان پراحساساتى هم بودیم؛ میدانیم این دوره چه جورى است. ببینید، یك جاهائى احساساتى وجود دارد كه این احساسات باید كنترل شود.


11- در مسائل اجتماعی موضع‌گیری كنید

من خوشبختانه مى‌بینم در این دو سه سال اخیر موضعگیرى در مسائل گوناگون، در محیطهاى دانشجوئى و جوانهاى دانشجو، خیلى بارز است؛ خب، این خوب است؛ این را من تقدیر میكنم و تشكر میكنم؛ منتها یك وقت مثلاً فرض كنید قضیه‌ى غزه پیش مى‌آید، یك مشت جوان دانشجو میگویند این فلان فلان شده‌ها، این صهیونیستهاى خبیث سر بچه‌هاى غزه دارند بمب میریزند، فلان میكنند؛ برویم پدرشان را دربیاوریم؛ راه مى‌افتند، میروند فرودگاه! خب، این احساسات، احساسات مقدس و پاكى است. امثال من كه یك كنار نشستیم و داریم نگاه میكنیم، آدم میخواهد جانش را فداى یك چنین احساساتى بكند؛ این واقعاً ارزش دارد. اینكه امام فرمودند من دست و بازوى بسیجى‌ها را میبوسم، جایش همین جاست. آدم وقتى مى‌بیند كه یك جوانى اینجا توى خانه، در گرماى تابستان كولر و یخچال دارد، در سرماى زمستان وسیله‌ى گرمائى دارد، دانشگاه میرود، درس میخواهد، موفقیت دارد، بعد یكهو مسئله‌ى غزه میخواهد او را به حالت انفجار برساند، میگوید میخواهم بروم آنجا؛ خب، این احساس، احساس باارزشى است؛ اما رفتن، غلط است. احساس، خوب است؛ اما این احساس نباید موجب شود كه ما حالا راه بیفتیم برویم غزه. رفتن به غزه، آن وقت نه ممكن بود، نه جایز بود؛ اگر ممكن هم بود، جایز نبود.

حضور فیزیكى و فكرى در مسائل عمومى كشور از سوى مجموعه‌ى دانشجوئى حتماً لازم است. هم حضور فكرى لازم است؛ با همین رسانه‌هاى دانشجوئى، با اجتماعات دانشجوئى، با اظهاراتى كه اینجا و امثال اینجا ممكن است بكنید، با ارائه‌ى نظراتتان به دستگاه‌هاى ذى‌ربط و وزارتهاى مربوط - اگر اهل اقتصادید، به دستگاه‌هاى اقتصادى؛ اگر اهل مسائل فرهنگى هستید، به دستگاه‌هاى فرهنگى نامه بنویسید، پیشنهاد بدهید، نظر بدهید، اعلام موضع كنید - هم حضور فیزیكى لازم است؛ گاهى باید در یك اجتماعى شركت كنید. من به هیچ وجه نفى نمیكنم و رد نمیكنم، بلكه تأیید میكنم برخى از اجتماعات دانشجوئى را كه درباره‌ى مسائل گوناگون - فرض كنیم مسئله‌ى بحرین یا چیزهاى دیگر - به وجود مى‌آید. البته با تندروى در این اجتماعات مخالفم؛ با عمل نسنجیده‌ى در این اجتماعات مخالفم؛ با تصمیم‌گیرى‌هاى غلط كه ممكن است از طرف یك چند نفر انجام بگیرد، بعد در آن بحبوحه‌ى احساسات، ناگهان مورد حمایت جمع هم واقع شود، بنده موافق نیستم
.

حالا راهش چیست؟ چگونه میشود عمل كرد؟ من گمان میكنم اگر مجموعه‌هاى دانشجوئى، كانون یا كانونهاى تصمیم و اقدام داشته باشند براى اینكه در مسائل گوناگون فكر كنند و تصمیم بگیرند، اقدامهاى آنها سنجیده‌تر خواهد بود. مثلاً فرض كنید در فلان قضیه‌اى كه چند تا مثالش را الان زدم، دانشجوها چه كار كنند، خوب است؟ این را بنشینند یك گروه نخبه‌اى، زبده‌اى، مسئولى فكر كنند، بعد به صورت متحدالمآل در بین مجموعه‌ى دانشجوئى واضح و مشخص بشود كه اگر كسى تخطى و زیاده‌روى كرد از آنچه كه قرار شده، مربوط به تصمیم دانشجوها و جریان دانشجوئى نیست.




12- مراقب رقابت بر سر پست و مقام باشید

رقابت بر سر پست و مقام. خب، در یك دوره‌اى دانشجوهاى تشكلهاى اسلامى و ارزشى منزوى بودند؛ مسئله‌ى پست و مقام و احیاناً چرب و شیرین و اینها مطرح نبود، اما حالا گوشه و كنار ممكن است مطرح باشد؛ لذا مراقب باشید. یكى از لغزشگاه‌هاى بزرگ ما انسانها و افراد بشر، همین رقابتهاى بر سر پست و مقام و آبرو و اینهاست، كه آدمهاى گردن‌كلفت را گاهى به زمین میكوبد. البته من عقیده‌ام این است كه شما جوانها همچنان كه در نیروى جسمانى بر ما پیرمردها فائق هستید، در نیروى اراده و توانائىِ تسلط بر نفس هم بهتر از مائید. جوان اگر چنانچه همت كند، انگیزه داشته باشد و بخواهد عمل كند، در زمینه‌هاى معنوى و روحى و مبارزه‌ى با نفس هم از آدمهاى مسن و پابه‌سن‌گذاشته و پیرمردى از قبیل ماها قوى‌تر است و توانائى‌اش بیشتر است. پس میتوانید.

13- سقف معرفت خود را سایتها و روزنامه‌ها قرار ندهید

عزیزان من! سقف معرفت خودتان را، سایتهاى سیاسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایتهاى گوناگون قرار ندهید؛ سقف معرفت شما اینها نیست. البته من امروز از این حرفهائى كه زدند، حقیقتاً لذت بردم؛ حرفهاى خوب، حرفهاى پخته، تعبیراتِ جاافتاده، جمله‌بندى‌هاى درست؛ این خوشحال‌كننده است. من میخواهم بگویم هرچه میتوانید، اولاً در این بخش كار كنید. سطح معرفت را بالا ببرید.

14- با قرآن و نوشتجات شهید مطهری و دیگر فضلا، معرفت دینیتان را بالا ببرید.

. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهرى، با نوشتجات فضلاى بزرگى كه خوشبختانه امروز در حوزه‌هاى علمیه حضور دارند، آشنا شوید. امروز فضلاى جوانى در حوزه‌هاى علمیه هستند كه میتوانند در این قسمت به مجموعه‌ى جوانهاى دانشگاهى یارى بدهند؛ كمااینكه كارهاى خوبى هم دارد انجام میگیرد. سطح معرفت دینى بالا برود؛ این یكى از كارهاست كه حتماً لازم است. به نظر من آن كارى كه مهم است انجام بگیرد، مطالعات اسلامى است.

15- به اوضاع كشور نگاه مستفسرانه داشته‌باشید
نظارت و توجه به اوضاع كشور. نگاه مستفسرانه و دنبالِ پیدا كردن واقعیت، همراه با انتقاد. قبلاً هم عرض كردم كه انتقاد هیچ اشكالى ندارد. نگاه منتقدانه هیچ اشكالى ندارد، منتها انتقاد درست؛ بى‌انصافى نشود. آدم گاهى مى‌بیند در بعضى از انتقادها، بى‌انصافى میشود. حالا شما یك خرده تندید و جوان هم هستید و آدم خیلى هم توقع ندارد؛ اما آنهائى كه ریش و سبیلشان سفید هم شده، گاهى اوقات انسان مى‌بیند كه بى‌انصافى میكنند؛ در بیان كردن و گفتن و حرف زدن نسبت به این و آن، بى‌ملاحظگى میكنند. مراقبت كنید بى‌انصافى نشود. بنابراین نقد مستمر، نظارت مستمر و متعادل بر اوضاع كشور، بر مدیریتها، جزو كارهاى بسیار لازم است؛ البته باید با عقلانیت و با مدارا همراه باشد، بدون افراط، بدون پرخاشگرى؛ اما نگاه نقادانه. به نظر من این هم كار لازم دیگرى است.

16- امید را در خود زنده نگه دارید
عزیزان من! اساسى‌ترین قضیه هم امید است. من به شما عرض بكنم؛ از جمله‌ى سخت‌ترین كارهائى كه علیه من و شما دارد انجام میگیرد، این است كه امید را در ماها بمیرانند. سعى كنید امید را زنده نگه دارید. هرچه میتوانید، شعله‌ى امید را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه دارید. با امید است كه میشود پیش رفت. امید هم امید بیجا نیست؛ امیدى است كه واقعیتها كاملاً ما را به درستى آن نوید میدهد.

علی اکبرسبزیان/دانشجوی مدیریت فرهنگی دانشگاه مشهد
منبع: bultannews.com

برچسب ها: روز، دانشجو، اذر،
[ جمعه 17 آذر 1391 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ فاطمه زارعی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


در دلم یکسره من شوق شهادت دارم
درسرم ول وله ایست،حس سعادت دارم
دلم از ماندن اینجا زار است
در دلم یکسره من عشق شهادت دارم
رهبرم خامنه ای ( مدظله ) دل تنگ است
و من امشب هوس شهد شهادت دارم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تحلیل آمار سایت و وبلاگ